سلام آقای خلیلی ، من مادر حلما هستم و میخواستم یه گزارش از درمان عرض کنم . حلما وقتی دو سال و پنج ماهه بود ، بعد از غربالگری که توسط آقای نورانی انجام شد به دلیل تاخیری که در گفتار داشت و مسائل دیگه ، کاردرمانی رو با خانم نظرخانی شروع کرد که اوایل حلما اصلا واسه تمرینات همکاری نداشت و اینطوری بگم که همه تمرینات رو با جیغ و داد و گریه انجام میداد که به مرور زمان همکاری بهتر شد .
پیشرفت هایی طی این یک سال داشتیم عبارتند از اینکه حلما یاد گرفته توپ رو با پا شوت کنه ، مسیر حرکتی براش میچینم الگو رو یاد گرفته که وقتی توپ رو برمیداره باید بندازه تو سبد که اوایل همش با کمک من این کار رو میکرد ، از بازی با رنگ انگشتی و کف بازی بدش میومد که الان خداروشکر مشکلی نداره ، قبلا از پله ها بالا نمیرفت که الان خداروشکر خودش پله ها رو بالا و پایین می کنه ، صدای حیوانات رو در میاره ولی هنوز تثبیت نشده ، بال بال زدن داشتیم که از بین رفته ، تازه یاد گرفته روی تخت و مبل بپر بپر کنه ولی همچنان روی ترامپولین نمیره چون میترسه و مهارت های ظریفش بهتر شده ولی هنوز جای کار داره .
البته که حلما بهم ریختگی خیلی داره ؛ مثلا شده یک هفته برای بهونه های مختلف در حال جیغ و گریه باشه که وقتی تو اینطور شرایطی قرار میگیره بعدش همکاری تو تمریناتش خیلی میاد پایین و حتی بعضی چیز هایی که یاد گرفته رو هم از دست میده . مثلا قبلا شناخت حیواناتش خیلی خوب بود و حیواناتی مثل گاو ، گوسفند ، جوجه ، سگ ، مرغ و گربه رو جلوش میچیدیم اسم هر کدوم رو که میگفتیم بهمون میداد ولی الان این کار رو انجام نمیده و یه جوری نگاه میکنه انگار هیچی بلد نیست . طی این مدت یک سال و نیم هنوز وسایل محیطی خونه رو یاد نگرفته ، دستور پذیری هنوز خیلی ضعیفه مثلا توپ که دیگه ساده ترین چیزه ، بهش میگیم حلما توپ رو بده این کار رو نمیکنه ، همینطور برای بقیه چیز ها مثلا غذا خوردنش مستقل نشده و خیلی برای قاشق گرفتن مقاومت میکنه که خانم نظرخانی در مورد این بهمون تمرین هم دادن ولی پیشرفتی نداشته ، داریم رنگ ها رو باهاش کار میکنیم که این هم همچنان ازش جوابی نگرفتیم ، بو ها رو متوجه نمیشه و اصلا بلد نیست بو کنه ، تطابق اشکال و وسیله ها رو همچنان بلد نیست ، بای بای کردن و دست دادن تثبیت نشده و کارهای شخصی مثل شلوار پوشیدن و کفش پوشیدن رو هنوز بلد نیست که فقط بلده جورابش رو در بیاره . خانم نظرخانی واقعا خیلی دارن کمک میکنن ولی همچنان حلما برای مواردی که بالا گفتم و بقیه چیزها پیشرفتی نداشته که با توجه به اینکه الان حلما چهار سالشه ، هنوز هم خیلی از هم سن و سال های خودش عقبه .
یه گزارش هم از گفتار عرض کنم که ما چهار ماه بعد از شروع کاردرمانی ، گفتار درمانی رو با آقای صلاحی شروع کردیم که حلما دو سال و نه ماهه بوده و الان حلما چهار ساله شده و پنجاه جلسه گفتار داشتیم . کلمات حلما محدود بود ، در حد بابا ، ماما و آب که کلمه ماما و بابا رو بعضی وقت ها به من و باباش برعکس میگفت یا آب رو به جز برای آب برای چیزهای دیگه هم به کار میبرد . بعد از شروع گفتار ، کلمات حلما به مرور زمان بیشتر شد ولی همچنان وارد گفتار روزمره نشده . به گفته آقای صلاحی ، حلما مشکل حسی داخل دهانی داره و باید ماساژهای مخصوص بگیره ولی حلما اصلا اجازه نمیده این ماساژها رو براش انجام بدیم ، ترفندهای مختلفی رو باهاش کار کردیم ولی نهایت همکاری حلما در حد یکی دو هفته بوده که وقتی بهم میریخت همون همکاری رو هم از دست میدادیم .
پیشرفت هایی که داشتیم عبارتند از اینکه مثلا وقتی چیزی میخواد اشاره میکنه و میگه اونجا یا اگه اسمش رو بلده اسمش رو میگه که اینم پیشرفت خوبیه برای حلمایی که اشاره نداشت و فقط سه تا کلمه بیشتر بلد نبود ، به تمرینات شنیداری که براش میذاریم مثلا آهنگ های مختلف توجه میکنه و بعضی جاها باهاش دست میزنه ، گوشی رو میذاره رو گوشش و بعضی وقت ها الو میگه یا بابا میگه که مثلا داره با باباش حرف میزنه ولی اعضای بدن و صورتش رو هنوز شناخت نداره با اینکه دائم داریم باهاش تکرار میکنیم . من توقع داشتم تو این مدت پیشرفت بیشتری داشته باشه ولی متاسفانه هنوز داریم درجا میزنیم با توجه به بهم ریختگی های حلما .
من اولین باره دارم گزارش مینویسم و نمیدونم این توضیحاتی که دادم کافی هست یا نه . البته ما چهار جلسه هم رفتاردرمانی داشتیم با خانم قربان زاده برای مسائل رفتاری حلما مثل چنگ انداختن ، گاز گرفتن های یهویی که بی دلیل سمت ما و خواهرش حمله میکرد ، گاز میگرفت و یا مو میکشید و همینطور برای همکاری نکردنش تو بعضی تمرینات که خداروشکر این موارد با راهکار هایی که بهمون دادن برطرف شد .
۲ دی ۱۴۰۳







