سلام آقای خلیلی خسته نباشید ، من مامان امیرعباس هستم و میخواستم گزارش پیشرفت امیر جان رو خدمتتون بگم . امیرعباس از شش ماهگی خیلی تلویزیون نگاه میکرد به طوری که کل روز رو پای تلویزیون بود ، من فکر میکردم اگه انیمیشن با زبان اصلی بذارم زبانش خوب میشه که بعد ها فهمیدم چه ظلم بزرگی در حق بچم کردم .
یه روز که همین جور به امیرعباس نگاه میکردم ، یه حالت هایی دیدم که قبلا هم دیده بودم اما بهشون توجه نکرده بودم ؛ بچه بال بال میزد ، تاخیر کلام داشت ، دور خودش میچرخید ، چیزی میخواست دست من رو میگرفت و میکشید ، روی پنجه پا راه میرفت و اکو داشت . پیش دکتر مغز و اعصاب کودکان بردم ، بعد از نوار مغز که خداروشکر سالم بود تشخیص بی بی دیجیتال دادن ، پیش روانشناس کودک هم بردم تشخیصشون همون بی بی دیجیتال و فقر محیطی بود . چند جلسه حضوری بردمش رفتار درمانی و کار درمانی که خیلی خسته میشد و وقتی برمیگشتیم کلی اذیت میکرد چون راهمون خیلی دور بود . تا اینکه با یکی از آشناها صحبت کردم و شما رو به من معرفی کرد ؛ شما مثل نور تو زندگی تاریک بچه من تابیدید ، واقعا خداروشکر میکنم با تیم قوی خانه رشد آشنا شدم .
فرم غربالگری پر کردم ، با من تماس گرفتن و شما تشخیص دادین که امیرعباس به aba و کاردرمانی نیاز داره . جلسات ما از مهر ماه شروع شد و الان امیرعباس خیلی پیشرفت کرده ؛ امیرعباس اصلا ما رو مامان و بابا صدا نمیزد ولی الان من و پدرش رو صدا میکنه ، ارتباط چشمی خیلی عالی شده ، تقلیدش فوق العاده شده ، صبر و تحملش بالا رفته ، درک و توجهش خیلی خوب شده ، دیگه دور خودش نمیچرخه ، بال بال نمیزنه ، دیگه اکو نداره .
همه این ها رو من مدیون خانم شریفیان رفتار درمانگر و خانم همتیان کاردرمانگرمون هستم ؛ خیلی من رو درک کردن ، خیلی به من کمک کردن و باعث دلگرمی من بودن ، واقعا دوستشون دارم . الان که دارم این گزارش رو مینویسم ، اصلا امید نداشتم که یه روزی من گزارش پیشرفت بنویسم ولی الان خدارو هزار بار شکر میکنم که با تیمتون آشنا شدم ؛ من هم یکی از اون مادر هایی هستم که با اشک شوق براتون از گزارش پیشرفت بچم مینویسم و این پیشرفت ها با دوازده جلسه رفتار درمانی و کاردرمانی بوده .
۲۷ آذر ۱۴۰۳







