سلام و عرض ادب آقای خلیلی. وقتتون بخیر☺️
من مامان امیررضا هستم و بالاخره اون روز رسید. من اومدم که گزارش ترخیص امیررضارو بهتون بدم🥹
دفعهی قبل که پیام دادم آخرین جمله ام این بود که ان شاءالله خیلی زود بهتون پیامبدم و بگم همه چی اوکی شده وامیررضا دیگه مشکلی نداره واونروز رسید🥹
الان چند روز مونده به تولد ۴سالگی امیررضا و امیررضا ترخیص شد و من خوشحالترینم🥹طی این تقریبا دوسالی که باهاتون کار کردم امیررضا زمین تا آسمون فرق کرده.گزارش قبلیشو دوباره براتون فرستادم که یادآوری شه نخوام از اول براتون همه چیو بگم.
اونموقع امیررضا هنوز فقط به چندتا کلمه رسیده بود و الان با حرف زدناش درسته ما رو قورت میده😂روزای اول حسرت مامان بابا گفتنش ب دلم مونده بود و میگفتم یعنی میشه ی روزی منو صدا کنه؟!🥲
الان کاملا مثل بچه های عادی صحبت میکنه طول جمله ها عالی،روایت گویی،مفاهیم،تضادها،فصلها،مشاغل،علت و معلول،پرسش و پاسخ،مشکلات حسی،توجهوتمرکز،مهارتهای مختلف و خیلی چیزای دیگه هممممه چی عالی…اینارو اول از همه مدیون شمام که تیم به این خوبی و با کیفیتی تشکیل دادین،دوم بخاطر خانم نژاد مقبلی عزیزم گفتاردرمانگر وخانم سلطانی مهربون کاردرمانگر امیررضا.واقعا هرچقدر از سواد و شخصیت بزرگشون بگم کم گفتم.توی این پروسه واقعا میگم،واقعاااا مثل اعضای خانواده خودم کنارم بودن🥹انقدر ک موقع ترخیص نمیدونستم از ترخیص خوشحال باشم یا از اینکه دیگه با درمانگرا در ارتباط نیستم ناراحت🥲خیلی خداحافظی سختی باهاشون داشتم این نشون میده ک چقدر من کنار درمانگرای امیررضا حالم خوب بود🥹
توی این پروسه من چالشای خیلی زیادی با امیر داشتم.از همکاری نکردنش، مقاومت کردنش،ناامید شدن خودم.حتی با رفتاردرمانگر جلسه ست کردیم با خانم مهسا رنجبر عزیزدلم🥹16 جلسه با خانم رنجبر جلسه داشتیم و نگم چقدر ب من آرامش میدادن…و با کمکهم چالشارو حل میکردیم.
میخواستم به همهی مامانایی ک تازه قدم توی این راه گذاشتن بگم که فقط صبررررر داشته باشن و امیدشونو از دست ندن.اعتماد کنن به علم درمانگرا و چیزایی که ازشون خواسته میشه رو دقیق انجامبدن.قول میدم خیلی زود نتیجه میگیرن.
امیررضا جزء بچه های سخت بود،انقدر سخت که دیدن حرف زدنش جزء محالات بود توی ذهن من.طبیعتا منم کم اوردم،ناامید شدم،خسته شدم،عصبی و کلافه شدم…اما دیدن ی ذره پیشرفت، چنان انگیزه و امیدی به من میداد که تمام عزممو جزممیکردم برای ادامهی راه.
شاید هیچکسی باورش نشه چقدر من اذیت شدم و سختی کشیدم از تمام لحظاتم میزدم ک تاخیر امیر جبران بشه،دقیق همونجوری که ازم تمرین میخواستن انجام میدادم بدون کم و کاست،جاهایی ک امیررضا همکاری نداشت و واقعا میلی به اون تمرین نداشت عوض میکردیم تمرینو تا بالاخره یجوری اون تمرینو بگیریم ازش.
پوست کلفت شدم توی این راه.من اون مامان اول راه نیستم.خیلی قویتر شدم.فیلم بعضی از تمرینایی که از اول تا زمان ترخیص باهاش داشتم رو نگه داشتم و چند وقت پیش نگاه میکردم میگفتم که خدایا چجوری من این پروسه رو گذروندم؟امیررضا از زیر صفر شروع کرد همه چیو و الان به این سطح رسیده.چقدرررر خوشحالم ک زود براش شروع کردم درمان رو.
خدا شما رو خیلی اتفاقی سر راهم قرار داد.
نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم که در شأن شما باشه🥹فقط میتونم دعای خیر کنم براتون،برای درمانگرای تیم خوب و قویتون🌹تنها کاریه که از دستم برمیاد.
از خدا میخوام اول از همه تنی سالم بهتون بده تا برای مامانایی مثل من و بچه هایی مثل امیررضا نور بشید توی زندگیشون.خدا خیر دنیا و آخرت رو نصیبتون کنه.دعای خیر من و مامانایی مثل میشه همیشه بدرقهی راهتون خواهد بود🌹
بازم یک دنیا ممنونم ازتون و تا همیشه توی ذهن و قلبم خواهید ماند🌻
پاینده و مانا باشید🥹






