خانه رشد / گزارشات پیشرفت / تجربه پیشرفت آوا

تجربه پیشرفت آوا

تجربه پیشرفت آوا

با سلام و وقت بخير ، من ، مامان آواي سه سال و چهار ماهه هستم . اول از همه ميخواستم ازتون تشكر كنم بابت اين بستري كه فراهم كردين . اين كه من از يه قاره ديگه توي خونم بشينم و از تخصص و راهنمايي هاي روانشناس هاي كاربلد در زمينه هاي مختلف استفاده كنم ، كار واقعا ارزشمنديه . اولين جلسه رو توي خرداد ماه با خانم اسماعيليون عزيز با ارزيابي حسي شروع كردم .

آوا دوست نداشت بغلش كنيم ، دوست نداشت زياد لمس بشه ، تا بوسش ميكرديم با حرص جاي بوس رو ميماليد و ميگفت پاك كردم ، با بچه هاي ديگه ارتباط نميگرفت و توي مهد كودک صحبت نميكرد ، تا اين سن اصلا ميوه نخورده بود و حس بدي نسبت به بعضي از ميوه ها و سبزيجات داشت که خانم اسماعيليون بعد از ارزيابي تشخيص دادن كه آوا مشكل حس لامسه داره و بايد روش كار بشه . اوايل خيلي سخت بود ، تمرين ها و ماساژها رو نميذاشت براش انجام بدم اما نااميد نشدم و اطمينان كردم به حرف مشاور و ممنونم از ايشون كه طرز صحبت كردنشون طوريه كه آدم مشتاق ميشه براي ادامه مسير ، از اول هم بهم گفتن كه بايد صبور بود و ادامه داد تا نتيجه بگيرم .

يك ماه كه گذشت قشنگ ميشد تغيير رو تو آوا ديد ؛ مقاومتش كمتر شده بود نسبت به ماساژ ها ، مدت زمان ماساژ ها بيشتر شده بود و خيلي از عادت هاي قبلش كمرنگ شده بودن . علاوه بر تمرين ها ، تكنيک ها و ايده هايي كه خانم اسماعيليون براي مشكل حسي و بدغذايي  بهم ميدادن ، بهترين كاري كه ايشون كردن پيشنهاد رفتار درماني در كنار كاردرماني بود كه معجزه كرد ؛ نه فقط براي حال آوا بلكه براي حال خودم و تازه فهميدم چه اشتباهاتي دارم در برخورد با دخترم كه اصلا متوجهش نيستم . از همين جا ميشه تسلط به كارشون و اينكه حال مراجع براشون اهميت داره رو فهميد و اين كه آدم سر جلسات ايشون استرس تموم شدن وقت رو نداره که شده جلسات تا يک ساعت هم ادامه پيدا كنه و ايشون تا تمام نكات رو نگن جلسه رو تموم نميكنن . كار قشنگ بعدي ايشون اين بود كه از من خواستن از تمام كارهايي كه آوا در طول روز انجام ميده  يا از چالش هامون فيلم بگيرم و براشون بفرستم تا بتونن ارزيابي بهتري داشته باشن که به نكاتي رسيديم كه شايد با چند جلسه مشاوره و گزارش هاي من به ايشون نميتونستيم بهشون برسيم .

در حال حاضر كه بيش از سه ماه از دوره درمان ما ميگذره ، الان آوا از نظر حسي خيلي بهتر شده ؛ بغلمون مياد ، دستمون رو توي خيابون ميگيره ( شايد براي بعضي ها خنده دار باشه ولي براي من آرزو بود كه دست تو دست دخترم قدم بزنم بدون اين كه دستش رو هي از دستم جدا كنه ) ، دوست داره ماساژ ها رو ، دوست داره خوراكي هاي جديد رو امتحان كنه ، ديگه به همه چيز دست ميزنه بدون احساس چندشي و چند تا خوراكي جديد به سبد غذاييش اضافه شده . در كنار همه اين ها ، حال خوب خودم براي اين همه تغييرات مثبت هست که شايد اگه من با خانه رشد آشنا نميشدم هيچ وقت نمي فهميدم كه دخترم چه مشكلي داره و مسلما تبعاتش رو در آينده ميديدم ، با تشكر فراوان .

۲۷ مهر ۱۴۰۳

سایر گزارشات پیشرفت درمانگر

ورود / ثبت نام
داخل کشور
خارج کشور
نیاز به مشاوره داری؟
زنگ بزن!
سوالی داری؟
تو واتس اپ پیام بده
فالو کن!
جا نمونی!